X
تبلیغات
ترانه ها و کلمه ها - مهدی زکی زاده - دعوت

مهدی زکی زاده - دعوت

خوش آن دلي كه به عالم الهه اي دارد
خوش آن دلي كه به عالم الهه اي دارد
به آن بهانه همه عمر و لحظه بسپارد

تو اي الهه شادي
تو اي الهه شادي هميشه با من باش
كه بر شب سيه ام نور و روشني بارد
كه بر شب سيه ام نور و روشني بارد

هر جا ميرم چشماي تو پيش رومه
روي تو چون آينه اي روبرومه
مي پيچه تو خاطر من عطر خوبت
با تو بودن تا به ابد آرزومه

به تو محتاجم من
اي هواي تازه
نفس من با تو
زندگي مي سازه

هر جا ميرم چشماي تو پيش رومه
روي تو چون آينه اي روبرومه
مي پيچه تو خاطر من عطر خوبت
با تو بودن تا به ابد آرزومه

به تو محتاجم من
اي هواي تازه
نفس من با تو
زندگي مي سازه
بي تو مي ميرم

مثل يك خواب خوشي
مثل يك خواب خوشي، شيريني
با شكوهي مثل يك آييني

ريشه در روح اصالت داري
ريشه در روح اصالت داري
شوكت يك هنر ديريني
شوكت يك هنر ديريني

تو مرا دعوت كن
تو مرا دعوت كن به صداقت سلامت
تو مرا دعوت كن
تو مرا دعوت كن به ضيافت كلامت

من به مهماني چشمان تو عادت دارم
من به مهماني چشمان تو عادت دارم
تو مرا دعوت كن
تو مرا دعوت كن به سخاوت نگاهت
تو مرا دعوت كن


تو منو دعوت كن به شهر چشمات
تو منو مهمون ستاره ها كن
تو منو مهمون ستاره ها كن

تو منو دعوت كن به روشني ها
از هجوم غم ها دلو رهاکن


هر جا ميرم چشماي تو پيش رومه
روي تو چون آينه اي روبرومه
مي پيچه تو خاطر من عطر خوبت
با تو بودن تا به ابد آرزومه

به تو محتاجم من
اي هواي تازه
نفس من با تو
زندگي مي سازه
بي تو مي ميرم

+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386ساعت 20:30 توسط سالار |